|
22 فروردين 1387 ساعت 23:42 |
|
بيرجند و قهستان پيش از اسلام وجود داشته و بنای آن را به سام بن نريمان نسبت داده اند.
اين شهرستان مهمترين منطقهي استان خراسان جنوبي است كه جمعيت آن در سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375؛ 276.813 نفر بوده كه
از اين شمار 142.134 نفر مرد و 134.679 نفر زن بوده اند. بيرجندی ها مردمی سخت كوش، مهمان نواز و وطن دوست بوده و به سرزمين خود علاقهمند هستند. مردم اين منطقه زودآشنا، شاد، زودرنج و در دوستی استوار و پا برجا هستند. مردم بيرجند از نژاد آريايی و ايرانی هستند كه از دوران باستان در اين سرزمين ساكن شده اند. شماری خانوار عرب نيز در بيرجند زندگی می كنند. مردم بيرجند به زبان فارسی و لهجهي بيرجندی سخن میگويند. در گفتار آنان واژگان پارسی پيشين شنيده می شود. زبان عربی به طور پراكنده در بين شماری از مردم ناحيه، به ويژه عربها رواج دارد. بيرجندی ها پيرو دين اسلام و مذهب شيعه جعفری هستند. پيروان اهل تسنن و شماری زرتشتی نيز در بيرجند به سر می برند. با توجه به شواهد تاريخیكه در برخی نقاط پيرامون شهر بيرجند به دست آمده است، وجود زرتشتيان در بيرجند، پيشينهي درازی دارد.
ويژگي موسيقي محلي بيرجند در حركات ريتميك و نمايشي است و چوب بازي يكي از هنرهاي وابسته به رقص است كه ويژگي خاص خود دارد. شهرستان بيرجند وقهستان داراي زيباترين و لطيف ترين ترانه ها، آوازها و حماسي ترين رقص ها و آهنگ هاي سازي و آوازي است كه در كمتر نقطه اي از خراسان نظيرش را مي توان ديد اين شهرستان به سبب وسعت زياد داراي رقص ها و موسيقي بسيار متفاوت و متنوع است. رقم هاي پنج ضربي و سه تايي متداول در اين منطقه ويژگي خودش را دارد كه در ديگر نقاط ايران مرسوم نيست قطعات موسيقي سازي ويژه رقص هاي محلي در اين منطقه عبارتند از: اصيل، ناره ناره، فورگي، چنشتي، راست، چغل، چپ، زانو، سر ضرب، بخواب، بلوچي، شيرجه، احوال، اصول، به خاك، چپ و راست.
علاوه بر رقصهاي فردي، دو نفره و دسته جمعي كه ذكر آن رفت، رقص هاي زيادي وجود دارد كه چون رقصندگان آن به چوب بازي نيز مي پردازند در اصطلاح محل در رديف چوب بازي ها به حساب مي آيند كه بسييار تخت وپيچيده است ونياز به مهارت، ممارست و تمرين، چابكي و انعطاف بدن دارد. آهنگهای قديمی بيرجند را عروس كشو و عروس كشان، محمل، روش و شبيه مارش است، نصروجو(مصروجان)، گوچه باغي ، بستره نمكي، غلام بخشي، پيش باز، لالايي، استقبال( خوش آمد گويي) تشكيل ميدهند. فراقي نوعي دو بيتي خواني مرسوم به (فراقي ) نيز در منطقه رواج دارد كه روستاييان دايره وار دور هم مي نشينند و هر فرد با خواندن دو بيت از اشعار محلي به بيان هجران و فراق خود مي پردازند به شيوه خواندن يكسان وتكراري است هر فرد بيت آخري را به گونه اي فرد مي آيد كه نفر بعدي از لحن فرود مي فهمد كه نوبت اوست و بايستي فراقي را ادامه داد. بعضي از آهنگهاي محلي بيرجندي كه در هر دوره اي مركب از بيست ضرب با موتيف هاي متناوباً سه تايي و دو تايي است.(توضيح كامل تر رقص هاي محلي در موسيقي استان خراسان جنوبي كامل آورده شده است)
گرچه امروزه غذاهاي امروزي در منطقه رايج شده ولي غذاهاي محلي كه ازمواد در دسترس وتوجه به شرايط آب و هوايي درست مي شوند هنوز جايگاه خاصي دارند. غذاهاي محلي بيرجند را اشكنه عدس،اشكنه آلو،اشكنه نخود،اشكنه آرد گندم،اشكنه گوجه فرنگي،كشك زرد و...،خورشت قوارمه، گوشت داغ (قورمه)، خورشت سبزي ، كوكو كما، غروت (كشك ) بادنجان، كشك زرد، كشك سياه، قاتق ماش، آبگوشت، آش رشته، آش عدس، شله زرد، گندم شير، قاتق عدس، نان جوش ، كاچي ، بنه ، گاورسي ، سابري ، خرما برشته و... انواع شيريني هاي اين منطقه را نيز نان زنجبيلي، نان رووركرده، نان چرخي، كلمبه، كلوچه قندي، نان لوله اي، كله كنو (شاه دانه) ، نان نارگيلي، نان گردويي، نان برنجي تشكيل مي دهد. همچنين انواع نانهاي محلي نان دو آتشه، نان نوجوش، تفتان، روغن جوش، كماچ ، جان جاني، زردي ، ترشي ، نان قلفي ، نان گاورس، نان جو، نان سمنو، نان شلغمي، نان كلمبه ، نان سر پيازي، نان كنجدي و نان سر قلفي يز تعدادي از نان هاي محلي اين منطقه هستند.
مکان های دیدنی و تاریخی
مكان هاي ديدني و تاريخي اين شهرستان را بند عمر شاهبيرحند، بند دره بيرجند، آب انبار حاج ملك بيرجند، حمام چهار درخت بيرجند، امام زاده زيد بن موسي بيرجند، مسجدجامع بيرجند، سنگ نگاره و نقش كال جنگال بيرجند، سنگ نگاره لاخ مزار بيرجند، آرامگاه سلطان ابراهيم رضا بيرجند، ارگ حاجي آباد بيرجند، حسينيه بهرمان بيرجند، حسينيه حاجيه آمنهبيرجند، خانه پردلي بيرجند، مسجد جامع هندوان بيرجند، حسينيه آراسته بيرجند، حمام شوکتيه بيرجند، قلعه نهبندان بيرجند، باغ کوشک امير آبادبيرجند، يخچال شوکت آباد بيرجند، رباط آصف بيرجند، قلعه پايين شهر بيرجند، ارگ کلاه فرنگي بيرجند، خانه آراسته بيرجند، قلعه فورگ بيرجند، بافت تاريخي روستاي خوربيرجند، حسينيه و مدرسه نواب بيرجند، مسجد چهار درخت بيرجند، مجموعه باغ و عمارات اکبريه بيرجند، باغ و عمارت رحيم آباد بيرجند، ارگ بهارستان (قلعه خشتي) بيرجند، مصلاي بيرجند، مدرسه شوکتيه (حسينيه شوکتيه) بيرجند، آرامگاه ابن حسام خوسفي بيرجند، آرامگاه حسام الدوله بيرجند و خواجه خضر بيرجند تشكيل مي دهد.
صنايع و معادن
صنايع شهرستان بيرجند در دو دسته صنايع دستی و صنايع ماشينی قابل بررسی است. فرش بافی از هنرهای دستی مهم مردم بيرجند به شمار می رود و فرش ها با طرح های كاشان و محلی و قاليچه ها بيش تر با طرح های بلوچی، سيستانی، تركمنی و … توليد می شوند. در زمينهي قالي بافي اولين منطقهاي كه در بيرجند مورد توجه دست اندركاران قرار گرفته روستاي درخش بيرجند است. سييل ادواردز ميگويد قرنهاست كه مردم قائنات به قاليبافي اشتغال دارند . مقدس كه در پايان قرن دهم از اين منطقه بازديد كرده است ، اظهار ميدارد كه قاليبافي در قائنات به درخش اختصاص دارد و اضافه ميكند كه در آن زمان چهارصد دستگاه قاليبافي در اين منطقه موجود بوده است.
از قاليهاي بيرجند تعداد زيادي به يادگار مانده كه در موزه فرش ايران ودرمجموعه آستان قدس رضوي نگهداري ميشود كه اكثراً بافت روستاي درخش بيرجند هستند. حاج موسي اناركي وعزيز الله زهرايي در بهبود كيفيت قالي درخش بيرجند سهم عمده اي داشته اند.
با توجه به شواهد تاريخي قاليبافي در بيرجند ازدرخش شروع شده ولي به مرور زمان در سطح روستاهاي بيرجند گسترش يافته است. موفقيت بافندگان فرش مود را بايد در استفاده از پشم محلي، شستوشوي خوب، رنگرزي سنتي و بافت خوب دانست. امروزه فرش بيرجند را در بازارهاي جهاني را با نام «مود» ميشناسند. (روستاي مود در 36 كيلومتري بيرجند قرار دارد ومردم آن قاليبافي را بلافاصله از درخش آموختند و امروزه بيشتر آن ها به شغل قاليبافي اشتغال دارند.) امروزه در شهرستان بيرجند تعداد 16 هزار دار قالي وجود دارد و تنها در شهرستان بيرجند 200 باب فروشگاه خامه فروشي، 50 الي 60 كارگاه رنگرزي ، 30 الي 40 واحد پرداخت زني وديگر صنفهاي وابسته به فرش داير است اين آمار نشانگر آن است كه حيات اقتصادي بيرجند در گرو فرش است.
قالی بافی در بيرجند: نقوش هندسي قاليچه هاي بيرجند در قاليچه هاي عشاعري بيرجند جلوه كرده است كه تجلي انديشه، ذوق، هنر و احساس است. نقوش هندسي قاليچه هاي بيرجند ابتدا به صورت مجرد و انتزاعي بوده و به تدريج به طبيعت نزديكتر شده است. بيشتراين نقوش از مثلث و ساير اشكال هندسي گرفته شده و به شكلهاي مختلف كنار هم چيده شده است و با رنگ بنديهاي مناسب هر يك نمودي از طبيعت پيدا كرداند. طرحهاي شكسته در قالي بيرجند همچنان بر اصالت اوليه خود باقي مانده اند اما ميتوان به تأثير عشاير سيستاني كه همه ساله به مناطقي از بيرجند ييلاق ميكنند اشاره كرد . طرح زيباي سه برگي كه عشاير بخش درميان آن را در قاليچه هايشان به كار ميبرند از جمله اين تأثيرات است. همچنين در متن قاليچه هاي بخش درميان بيرجند كه نام قاليچههاي عيساييها به خود گرفته است طرح سه قالبي ديده ميشود كه هر قالب شامل چند لوزي همانند است كه يكي درون ديگري قرار گرفته كه اصالت اين طرح نيز به عشاير سيستان برميگردد.
درطرحهاي فعلي فرش بيرجند قديميترين نقشه قالي بيرجند كه در روستاي درخش يافت ميشده است؛ طرح هراتي بوده است. اين طرح بنا بر گل ختاييدر عمده توليدات فرش درخش به كار ميرفته است. همچنين نقشه درختي بعد از طرح هراتي از سابقه ديرينهاي برخوردار است اين نقشه كه با الهام از طبيعت طراحي شده در روستاهاي مود و درخش بيشتر از ساير نقاط يافت ميشود از ديگر نقشهاي رايج در قالي بيرجند مي توان به نقش ريز ماهي ساده، ريزماهي ترنجدار، ريز ماهي پنج متن و طرح سعدي اشاره كرد.
امروزه انواع طرحهاي مختلف اصفهان ، قم و تبرير و … در كارگاههاي قالي بافي شهري و روستا بيرجند بافته مي شود.رايج ترين اين نقوش شامل نقشه هاي: بوته جقه، طرحهاي گلداني، نقشه دهان اژدر، طرحهاي كرماني، طرح شاه صفي، نقشهكلهاسبي، طرح خشتي و طرح محرمات هستند.
گليم بافی: بافت گليم در شهر بيرجند رايج نبوده و اغلب در روستاهاي اطراف آن بافته ميشود. سابقه گليم بافي در بيرجند نميتوان به درستي بيان كرد ولي با توجه به اظهارات بافندگان محلي با سابقه قاليبافي منطقه هماهنگي دارد. هم اكنون گليم وگليم بافي به گونه اي جديتر در روستاهاي خور و خراشاد رايج است و در ساير نقاط روستاييان به گونهاي انفرادي و بدون تجمع كار گاهي به بافت آن مشغول هستند . نقش گليم هاي منطقه بيشتر به گونه گليمهاي بلوچي رخشاني است و اغلب طرحهايي بسيار ساده دارد.
گليم را هم با نقشه از پيش فراهم شده و از روي طرح و هم به صورت ذهني مي بافند. رنگهايي كه بيشتر در نقش گليم به كار مي رود، خالص و شاد بوده و اغلب زرد آبي قرمز و سفيد شكري است. تنوع در نقش و هماهنگي در رنگ است كه به گليم اصالت بخشيده و به عنوان هنرهاي دستي شهرت جهاني داده است. نقش گليم در سراسر جهان از جمله ايران با طرحهاي هندسي و خطوط مستقيم و شكسته شكل مي گيرد. نقشهاي ايلات از تغييرات به دور بوده و به سنت هاي اقوام نزديك ترند و بدين لحاظ داراي نماي بيش تري از نقوش روستاي و شهري بوده و مورد توجه هنر دوستان است. در اين نقوش معمولاً از نقش مايه هايي مانند شاخ گوزن و چشم و كوزه استفاده مي شود در اين گليمها نيز نقشها صادر شدند و هميشه خطوط اصلي شي را كه بافنده قصد نشان دادن آن را دارد مشخص مي كنند. طرح و نقشه گليم در بيرجند و خراسان از نقاط ديگر مستثني نبوده ولي در مقام مقايسه با گليمهاي عشايري كه ساده تر هستند و زينه خالي آنها بيشتر است شبيه ترند.
پلاس نيز نوعي گليم است و موارد استفاده اي چون گليم داردو دربيش ترمناطق روستايي بافته مي شود پلاس بافي معمولا با موي بز انجام مي گيرد ولي در روستاي خور نوي ديگر پلاس بافي با روگ ( تكه پارچه ) انجام مي گيرد. براي بافت پلاس ابتدا دار پلاس را به وسيله ميخ سرپا ميكنند سپس شتها را از دو «سركار» و « كون كار» مي گذرانند و بعد به خاطر اينكه تارها به همديگر نرسد و به هم نخورد روي چوب كار را گلي مي كنند و سپس به وسيله ماسوره و نخ پلاس را ميبافند براي بافت پلاس باروگ ابتدا چند رديف شتها را ميچينند كه به آن ساده ميگويند بعد به وسيله تكهاي پارچه كه به آن روك ميگويند؛ شروع به بافت پلاس مينمايند. اين گونه از گليم بيشتر براي توبره مورد استفاده قرار ميگيرد و بافت آن به صورت محدود است و به ندرت انجام ميگيرد.
جاجيم بافی: قدمت بافت جاجيم در اين منطقه حدود 30 سال است جاجيم را در اين منطقه با دستگاه توبافي (پارچه بافي) ميبافند و تنها تفاوت آن در اين است كه جاجيم با نخ كلفتتر بافته ميشود. نقش جاجيم دراين منطقه بستگي به سليقه بافنده دارد در اين منطقه پارچه بافي و جاجيم بافي رابطه اي مستقيم با يكديگر دارند و هر منطقه اي كه جاجيم در آن بافته ميشود حتماً پارچه هم در آن بافته ميشود مركز عمده بافت جاجيم روستاي خوسف است.
سفال گری: با وجود تحقيقات گسترده اي كه در زمينه سفال و سفالگري شده هنوز محققان دقيقاً نمي دانند كه اين هنر از چه زماني شروع شده ولي يقيناً سابقه ديرينه و چندين هزار ساله سفالگري در نقاط مختلف جهان به هزاره هاي ماقبل تاريخ ميرسد و سفالگري ايران از اين امر مستثنا نيست.بيش تر محققان و باستانشناسان معتقدند كه ايران زادگاه سفالگري بوده و اين هنر از اين كشور به ساير نقاط جهان راه يافته است .
سفالگري در اين منطقه مانند سايرمناطق به روشهاي مختلف انجام ميگيرد. در بيرجند جنبه كاملاً كاربردي دارد و آنچه بيش از هر چيز داراي اهميت است اين كه سفال اين منطقه بدون لعاب بوده و اگر در مواردي هم نياز به لعاب كاري بوده به صورت بسيار ابتدايي انجام شده است. سفالگري در بيرجند در روستاهاي شاهزيله و كوشه انجام ميگيرد اما سنتي ترين و قديميترين روش سفالگري در منطقه شاهزيله انجام وارايه ميشود. گل مورد نياز اين منطقه از اين روستاها تهيه ميشود. سفالگران اين منطقه معمولاً خاك مل ( خاك رس قرمز كه در اين محل از اطراف شاهزيله و مهديه تهيه ميشود ) را مورد استفاده قرار ميدهند اغلب كودهاي مورد استفاده زميني است و سوخت آن گازوييل است از آنجا كه حرارت كودهاي آنها قابل كنترل نيست لذا برخي از ظروف در هنگام پخت ذوب ميشوند در اين كوره در عين استفاده از يك نوع گل رنگهاي متفاوت پس از پخت داريم كه علت آن تغيير حرارت كوره در قسمت هاي مختلف است از ديگر ابزار سفالگري چرخ سفالگري است كه اغلب توسط خود هنرمند ساخته ميشود و اغلب سفال گران با چرخ پاي كار مي كنند سنگ چرخ سفال معمولاً از جنس چوب سنگ و سفال استفاده ميشود برخي از سفالگران روي سنگ چرخ نمد روغن زده ميكشند.
کشاورزی و دام داری
فرآورده های كشاورزی شهرستان بيرجند عبارت اند از: زعفران، گندم، جو، چغندر قند، پنبه، تره بار، گردو، سيب، عناب و آلو زرد. در بيرجند هم چنين دامداری به گونه سنتی رواج دارد و دام ها، گوسفند، بز، گاو، شتر، و… است.
مشخصات جغرافيايي
شهر بيرجند، مركز شهرستان بيرجند استان خراسان، به پهنه ای حدود 2 هزار هكتار در جنوب خراسان، در مسير راه بازرگانی مشهد – زاهدان – پاكستان، در 32 درجه و 53 دقيقه پهنای شمالی و 59 درجه و 13 دقيقه درازای خاوری نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد. بلندی شهر بيرجند از سطح دريا، 1480 متر و فاصله هوايی آن تا تهران، 791 كيلومتر است. اين شهرستان از شمال به شهرستان قاين، از خاور به افغانستان، از باختر به شهرستان های طبس و فردوس، و از جنوب به شهرستان نهبندان محدود است. آب و هوای اين شهرستان در نواحی جنوبی گرم و خشك و در ناحيه كوهستانی معتدل است. بيش ترين درجه حرارت در تابستان ها، 40 درجه سانتی گراد می رسد. فصل سرما از آبان ماه آغاز می شود و متوسط حرارت به 10-6 درجه سانتی گراد و حداقل مطلق به زير صفر می رسد. راه هاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:
راه آسفالته بيرجند – گناباد، به درازای 214 كيلومتر.
راه آسفالته بيرجند- شوسف، به درازای 165 كيلومتر.
راه شنی بيرجند – اسد آباد، به درازای 84 كيلومتر.
راه شنی بيرجند – خوسف، به درازای 42 كيلومتر.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام نخستين بيرجند «كهستان» يا كوهستان بوده، كه عربی آن «قهستان» است، يعنی زمينی كه در آن، كوه بسيار باشد. از آن جا كه اين ناحيه دارای جايگاه طبيعی و جغرافيايی ويژهای بوده و كوه های زيادی دارد، به آن كهستان گفته اند و عرب ها آن را «قهستان» ناميده اند. در بر گزيدن نام بيرجند استدلال ها و دلايل متفاوتی ارايه میشود. برخی بر اين باورند که واژه بيرجند در اصل «برگند» يا «بركند» و يا به گونه عربی «برجند» بوده است. «بر» به معنی نيم، نصف و «گند» به معنی شهر است. بنابراين برگند يا برجند، به معنی نصف شهر است، كه به دليل كوچكی شهر، آن را برگند گفته اند. اندك اندك برگند به بيرگند و بيرجند تبديل يافته است. عده ای ديگر نيز واژه بيرجند يا بيرگند را شامل دو پاره بير، به معنی چاه (در عربی) و گند يا جند، به معنی مكان، محل و شهر در فارسی می دانند، بر اين اساس معنی آن شهری است كه دارای چاه و آب باشد. اين ناحيه كه محدوده بزرگی از خوسف در باختر، تا طبس مسينا در خاور را شامل می شود، در مسير راه های ارتباطی مهمی بوده، كه نواحی جنوبی كشور را به هرات، نيشابور و خراسان بزرگ پيوند می داده است. به بيان ديگر ناحيه بيرجند در محل برخورد سه ناحيه مهم خراسان بزرگ در شمال، نواحی درونی فلات و نواحی جنوبی ايران در باختر و جنوب باختری، و نواحی سند و سيستان در جنوب خاور بوده است.
بيرجند و قهستان پيش از اسلام وجود داشته و بنای آن را به سام بن نريمان نسبت داده اند. برخی نيز آن را بخشی از قلمرو فريدون، پادشاه پيشدادی می دانند. وجود روستاهايی در اين ناحيه چون سلم آباد، فريدون، گيو، و … مويد اين گفتار است. ناحيه بيرجند در 29 هـ . ق به دست مسلمانان افتاد و تا 259 هـ . ق، از سوی فرستاده گان خلفا اداره می شد. در اين سال يعقوب ليث صفاری، به منظور سركوبی عبدالله بن محمد بن صالح سگزی، كه نزد محمد بن طاهر به نيشابور رفته بود، از راه قهستان و قاينات، رهسپار نيشابور شد. وی در سر راه خود، بيرجند و ديگر نقاط قهستان را گشود و حاكمانی بر آن مناطق گمارد. قهستان تا سال 299 هـ . ق، در دست خاندان صفاری سيستان بود. از اواخر سده پنجم هـ . ق، حسن صباح برای برانگيختن مردم اين ناحيه، يك نفر داعی به نام حسين قاينی را به آن جا فرستاد. دعوت وی كه خود از مردم قهستان بود، با پيروزی رو به رو شد، زيرا مردم بيرجند و پيرامون آن، از حكومت سلجوقيان به تنگ آمده بودند. كار اسماعيليان در قهستان بالا گرفت و در خاور قهستان موفق به ايجاد يك حكومت محلی شدند. در ميانه سده 7 هـ . ق، هلاكوخان مغول به دفع اسماعيليه برخاست و سپاهيان وی هفتاد قلعه يا دژ اسماعيليه را در ايالت قهستان گشودند.
هر چند نام بيرجند از سده 7 هـ . ق مطرح شده، ولی تا دوران صفويه، يعنی سده 10 و 11 هـ . ق، هم چنان قصبه ای بيش نبوده است. از اين زمان فصل نوينی در تاريخ اين شهر گشوده شده است. در اواخر دوران صفوی، بيرجند حاكم نشين ولايت قاينات شده و فرمانروايان آن، در فتنه افغان و لشكركشی های نادر شاه افشار، اهميت ويژه ای به دست آوردند و مايه رونق و اعتبار شهر بيرجند گرديدند. از اين پس روز به روز بر پهنه و جمعيت آن افزوده شد و بدين ترتيب عوامل سياسی، مقدمات ايجاد شهری را در يك محيط جغرافيايی نامساعد فراهم كردند |
|
تاریخ بروز رسانی ( 22 فروردين 1387 ساعت 23:42 )
|